شبکه چهار - 18 مهر 1404

این"بهانه‌های بنی‌اسراییلی"، آن "گوساله‌های سامری" (مقاومت، نتیجه داد)

شست رسانه‌ای (تاریخ "تشیّع"، تاریخ "جبهه مقاومت") - دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران - ۱۴۰۳

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت برادران و خواهران عزیز سلام عرض می‌کنم.

تنها مذهبی که در دنیا تمام رهبران آن کشته شدند، شیعه است. اصلاً هیچ‌ کدام از رهبران ما عمر طبیعی نکرده‌اند؛ همه آن‌ها را کشتند. همه یا در جنگ نبرد کشته شدند یا مسموم شدند یا ترور شدند. حضرت مهدی هم قرار است بیاید در سطح جهان انقلاب کند و تمام حکومت‌های فاسد را براندازی می‌کند و این را هم استبعاد نکنید.

ببینید اگر اسرائیل سقوط کند، حکومت‌هایی که در جهان عرب و جهان اسلام دست‌نشانده‌های آمریکا از بعد جنگ جهانی دوم هستند، سقوط می‌کنند. یعنی فکر نکنید اگر مثلاً آمریکا یک جایی شکست بخورد، فقط همان‌جا شکست خورده است. اگر شکست اساسی بخورند، یک ‌مرتبه در کل جهان شکست می‌خورند. چون اغلب جهان، یعنی ۹۰ درصد جهان، تصمیم‌گیر نیستند. سیاهی‌لشکر هستند، بردگان هستند. الان از این 8 میلیارد، 7 میلیارد و 700 میلیون آن‌ها برده هستند، کاره‌ای نیستند. چه شرق و چه غرب. با هر دین و نژادی، این‌ها تصمیم‌گیر نیستند. یک چندصد میلیون از بقیه دارند سواری می‌گیرند. یک چندصدهزار بر کل این‌ها مسلط هستند. یک چند ده هزار دارند بر جهان حکومت می‌کنند. این‌جوری است. یعنی وقتی‌که آن‌ها در دو سه جبهه شکست بخورند، یک‌مرتبه نصف جهان شکست می‌خورد. کمونیسم چه‌جوری شد؟ مگر نصف دنیا در دست شوروی نبود؟ وقتی مسکو شکست خورد، ۵۰ کشور جهان یک‌ مرتبه رها شد. حالا رها شد، افتاد گیر یکی دیگر یا از بین رفت، کاری ندارم، ولی این‌جوری است. یعنی این‌ها را بعید ندانید که مگر می‌شود یک اتفاقی بیفتد، یک‌مرتبه کل حکومت‌های دنیا سرنگون شوند؟ بله، حکومت‌های دنیا حکومت نیستند. الان مصر و اردن و قطر و بحرین و عمان و این‌ها حاکم نیستند؛ این‌ها دست‌نشانده هستند. این‌ها کسی نیستند. غزه و لبنان اگر به هر نتیجه‌ای برسند، آثار جهانی دارد. آثار تاریخی دارد. این جریان‌هایی که از انبیاء می‌گویند؛ حضرت موسی با چند هزار نفر آدم از یک جایی پا شدند، از مصر یک چندصد کیلومتر آن‌طرف‌تر رفتند، بعد هم حالا یک اتفاقات غیرعادی هم افتاده، معلوم نیست شعبده‌بازی بوده، کلاهبرداری بوده یا واقعاً یک جادوگری یا چیزی بوده است. خب که چی مثلاً؟ بعد رفتند آنجا، بعد هم مردند تمام شده است. این چیست که ما الان باید چند هزار سال بعد از موسی بخوانیم؟ پیامبر(ص) می‌فرمود: «دقت کنید، این‌ها ماجرای شما است.» برای این که ممکن است ظاهر و بُعد مادی حادثه کوچک باشد اما معنا و آثار آن کوچک نیست. مگر پیامبر اکرم کجا بوده است؟ جمعیت کل مکه و مدینه چقدر بوده است؟ این‌ها وسط تمدن نبودند، بلکه حاشیه تمدن دنیا بودند. کاری نبوده، مگر کل مدینه چقدر جمعیت داشته است؟ ولی تک‌تک آن موزائیک‌ها و سنگفرش‌ها که می‌روی، حادثه‌های کوچک بین دو نفر و سه نفر بوده است، ولی این حادثه جهانی است و کوچک نیست.

ما این منابع دین را در باب مخصوصاً سیره انبیاء و اولیاء، این‌ها را به قصه تبدیل کردیم. فکر می‌کنیم قصه گفتند تا ما خواب‌مان ببرد. برخلاف قصه‌های دیگر، این‌ها قصه برای بیدار کردن است، نه برای خواباندن. این‌ها واقعی است. این‌ها خیالی نیستند. همین این‌ها را می‌خواهیم زود به ثواب بدون آگاهی تبدیل کنیم. دیدید تا اسم پیامبر و ائمه می‌آید، در ایام عزاداری و جشن می‌گویند حوائجتان را زود بردارید، بیاورید! زود حوائج می‌خواهند. حوائجتان را به یاد بیاورید. حاجت اصلی ما این حرف‌هاست؛ آن‌ها آمدند تا ما را تربیت کنند. تعلیم و تربیت. زود آی ماشین می‌خواهم، زن می‌خواهم، خانه می‌خواهم، شوهر می‌خواهم. خیلی خب آن‌ها را هم بخواه، اما این‌ها برای این چیزها نیامده‌اند. این‌ها جزو منافع و فواید کار هستند، نه اهداف آن.

همین ایام شهادت حضرت معصومه(س) است. سالانه میلیون‌ها نفر هم زیارت می‌روند؛ بسیار هم خوب است. اصلاً ایشان کیست؟ معصومه خاتون، بی‌بی معصومه، همه فکر می‌کنند یک خانمی است که جداگانه اهل عبادت شخصی و یک پیرزنی بوده است! یک دختر جوان حداکثر ۲۷ ساله‌ای که در مسیر نهضت، خودش و همه همراهانش شهید شدند. به آن‌ها حمله کردند. می‌دانید ایشان و چندتا از خواهران ایشان مجرد بودند ازدواج نکردند به خاطر مسائل سیاسی آن دوره، هم همه می‌ترسیدند به این خانواده نزدیک شوند، بخصوص که موسی بن جعفر(ع) سال‌ها در زندان یا تحت تعقیب بودند. من تعجب می‌کنم از این‌هایی که تشیع را می‌خواهند از سیاست و دین را از سیاست جدا کنند. اصلاً تشیع، مذهب سیاسی است. دعوا سر خلافت و حکومت بود. غدیر، دعوا و اختلاف سر حکومت بود. وگرنه ائمه ما را همه قبول داشتند که این‌ها آدم‌های با تقوایی هستند، عالم هستند، بچه‌های پیامبر هستند، خوب هستند، ولی حکومت را به شما نمی‌دهیم و باید در دست ما باشد. دعوا سر مسئله سیاسی و حکومتی بوده است. عاشورا جنگ علیه حکومت است. غدیر بحث حکومت است. ولایت به معنی زعامت، ولایت به معنی محبت، که همه آن را قبول داشتند. امام حسن حکومتش را براندازی کردند، همه این‌ها را کشتند و ترور کردند.

خطبه حضرت فاطمه(س)، خطبه اعتراض به حکومت بعد از پیامبر است. شهید شده است. امام حسین علیه حکومت قیام کرده است. حکومت، تمام ائمه ما را کشته است. چه‌جوری می‌گویید این‌ها سیاسی نیستند.

می‌دانید، حضرت معصومه همان وقتی‌که شهید شدند، پنج - شش برادر و خواهر دیگر ایشان هم در همان کاروان بودند و این‌ها هم شهید شدند. الان در تفرش، آشتیان و آن مسیر اطراف، در خود ساوه و قم، اقلاً پنج برادر و خواهر حضرت معصومه هم با ایشان بودند و این‌ها هم شهید شدند. امام رضا(ع) را وقتی حکومت (مأمون) مجبور کرد که از مدینه به مرکز بیایند که خراسان مرو بود، الان مرو در ترکمنستان است، الان آنجا است. نقل شده که حضرت رضا(ع) در آن مسیر نامه‌ای به یک کسی نوشتند تا مخفیانه برگردد و برود به حضرت معصومه (اسم ایشان فاطمه است) که شما بیایید به من ملحق شوید، بیایید آنجا و کمک کنید. یعنی چنین خانمی بوده است از لحاظ علم ایشان، هم تقوای ایشان، هم شجاعت ایشان، هوش سیاسی و اجتماعی ایشان و مدیریت ایشان. این‌ها راه افتادند، آمدند، یک کاروانی که بعضی‌ها گفتند چندصد نفر بودند، بعضی‌ها هم گفتند بیست- سی نفر. آنجا بیست سی نفر شهید شدند. یعنی نیروهای حکومت گفتند این‌ها دارند هی می‌آیند. چرا احمد بن موسی و شاه‌چراغ اینجا شهید شده است؟ این فرزندان و نوه‌های موسی بن جعفر، این امامزاده‌ها برای چه خیلی از آن‌ها در ایران پخش‌وپلا هستند. این‌ها همه داشتند می‌آمدند، که یک دوره‌اش این بود: این‌ها گفتند امام رضا را محترمانه بازداشت کردند آنجا بردند. ما می‌رویم آنجا اطراف ایشان را می‌گیریم که به ایشان کمک کنیم. مأمون به نیروهای امنیتی‌اش دستور داد بی‌سرسدا، بدون این که مسئولیت آن را به عهده بگیرید، همه این‌ها را بین راه لت‌وپارشان کنید. جناب احمد بن موسی و برادر ایشان (شاهچراغ) یک کربلایی آنجا در شیراز بوده است. این‌ها یک جمعیت چندصد نفری در محاصره چند هزار نیرو، جنگیدند تا نفر آخر شهید شدند. این امامزاده‌ها، امامزاده صالح همین تهران. نمی‌شناسند ایشان کیست؟ حکومت امامزاده صالح را زنده زنده آتش زد! یک مجاهد شهید مبارزی بود، تحت تعقیب بود. هم تعلیم و تربیت معنوی می‌کرد، هم مبارزه می‌کرد. او را گرفتند و شهید کردند و ایشان را سوزاندند. آن موقع امامزاده صالح که شهر نبوده، در کوه و بیابان آنجا مخفی بودند، با حکومت جنگ‌های چریکی می‌کردند. آن امامزاده محروق را در مسیر جاده آتش زدند. این امامزاده‌ها انسان‌های بزرگی بودند، آگاه، مؤمن، مجاهد، فداکار، شکنجه، شهادت، برای صدور انقلاب می‌رفتند، برای نجات ملت‌ها می‌رفتند. خیلی از مردم که مسلمان نبودند، به دست این‌ها مسلمان و شیعه شدند و از اول در برابر اسلام حکومتی که اسلام بنی‌امیه بود، اسلام علوی مطرح شد. این که شنیدید در زمان بنی‌امیه، عرب‌ها در ایران علیه ایرانی‌ها جنایت می‌کردند، فقط این نبوده، این‌ها علیه اهل‌بیت هم جنایت کردند؛ این‌ها کل بچه‌های پیامبر را هم کشتند. در زمان بنی‌امیه و بنی‌عباس فقط به مردم ایران ظلم نمی‌شده بلکه این‌ها به مردم خود حجاز و عراق هم ظلم می‌کردند. این که ایران بخصوص با فاصله چند قرن به ‌سرعت شیعه شد، برای این که تشخیص داد و اسلام دربار و اسلام خلافت را از اسلام امامت و ولایت تفکیک کرد. ظاهر آن‌ها یکی است. این را هم خواستم عرض کنم که این حضرت معصومه را هم نمی‌دانند کیست.

خب حالا این «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» چیست و چه می‌گوید؟ «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» یک جمله شرطی است. اولاً تمام وعده‌هایی که خداوند در قرآن داده است، همه‌اش شرطیه است، یعنی جمله شرطیه است. خداوند وعده مطلقی به کسی نداده است. اگر الف باشد، پس آنگاه ب است. اگر جیم باشد، پس آنگاه دال است. خداوند به هیچ قوم خاصی تعهدی نکرده که ما شما را آقای بقیه یا سرور بقیه می‌کنیم. یا این که شما هر غلطی بکنید، شما خوب هستید.

خداوند در قرآن می‌فرماید مسیحی‌ها گفتند که مسیح ابن‌الله پسر خداست. یهودی‌ها هم گفتند عُزیر پسر خداست.

مگر خدا پسر دارد؟ مگر خدا پدرخوانده شما است؟ مگر شما قوم‌وخویش خدا هستید؟ «إن أَکرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ». آن کسی به خدا نزدیک است و خدا با اوست که از بقیه آدم‌تر است. تقوا یعنی خودکنترلی، مدیریت خود، یعنی انسان بودن و الهی بودن. هر که انسان‌تر است، الهی‌تر است، از هر قوم و قبیله و نژاد و زمان و مکان، عبدتر و پاک‌تر است. او ملاک است. قرآن یک جا می‌گوید ما بنی‌اسرائیل را بر بقیه فضیلت دادیم. بعضی‌ها به خیال‌شان این است که خداوند گفته یک نژاد خاص، قبیله و قوم خاص، مردم و آدم‌های خاص، این‌ها کلاً بر بشر مقدم هستند. همین قرآن تندترین آیات را علیه بنی‌اسرائیل دارد. می‌فرماید: «بد مردمی بودید!» یک جا می‌فرماید: «ضُرِبَت عَلَیْهِمُ الذِّلَّة». وقتی آن‌طور عمل کردید، خداوند به شما برتری داد. وقتی این‌طوری عمل می‌کنید، خداوند مهر ذلت را بر شما زد. از این به بعد ذلیل باشید.

امام(ره) گفت این‌هایی که از آمریکا می‌ترسند (اول گفت از شاه می‌ترسند)، بعداً گفت از صدام و از آمریکا می‌ترسند، این‌ها در توحیدشان مشکل دارند. توحید درستی ندارند. این‌ها به خدا اعتماد ندارند. به خدا اعتماد کنید، به حرف او عمل کنید خدا هم عمل کند. مگر خداوند در قرآن نمی‌فرماید: «أوفوا بِعَهدِی أُوفِ بِعَهدِکُم»؟ شما سر قرار بیایید، من سر قرار هستم. شما سر قرار نمی‌آیید. من به شما می‌گویم این‌جوری زندگی کنید، نمی‌کنید، بعد مشکلات پیدا می‌شود، بعد به خدا می‌گویید خدایا! پس چرا ما را کمک نکردی؟ شما به حرف گوش نکردید و اطاعت نمی‌کنید، حالا می‌خواهید من از شما اطاعت کنم؟ پیامبر می‌گوید همه می‌خواهند خدا از ما اطاعت کند. خودشان از خدا اطاعت نمی‌کنند و مدام به خدا دستور می‌دهند که خدایا! این‌جوری کن، چرا این‌جوری نکردی؟ او قرار بود بگوید: «تو اطاعت کن.» شما برعکسش کردید. مدام به خدا دستور می‌دهید!

خداوند می‌فرماید که این تورات و ده فرمان در صورتی نقشه راه است و شما را نجات می‌دهد که «أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلًا». به هیچ‌کس جز من وکالت مطلق ندهید. بگو: «من وکیل تو هستم.» وکیل کیست؟ شما مشکلی دارید، یک کسی را وکیل می‌کنید، بله، کل پرونده‌ات را به او می‌دهید، اطلاعات هم می‌دهید، می‌گویید دیگر هرچه شما بگویید، هر کار شما بگویید من می‌کنم، هر نتیجه‌ای هم شد من قبول دارم. این وکالت می‌شود.

خداوند می‌فرماید: شما من را وکیل خودتان نمی‌دانید اما موسی می‌دانست، شما نمی‌دانید. این شرط که «لَا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِی وَکِیلًا» یعنی الان از آمریکا نترس، از اتحادیه اروپا نترس، از کسی نترس. آقا تحریم می‌کنند! خب دیگه تحریم کردند. این‌هایی که می‌گویند تحریم تحریم، این کاری که تا حالا کردند مگر چه بوده است؟ دیگه بدترین تحریم‌های تاریخ را کردند همین بوده است. هی می‌گویند اگر این کار را بکنیم ما را تحریم می‌کنند! ما را محکوم می‌کنند. کل محکوم‌دومشان خالی شد، همه‌اش را ریختند. کاری نمانده است که این‌ها بتوانند بکنند و تا حالا نکرده باشند. باز یک عده‌ای اینجا هم می‌ترسند و هم بقیه را می‌ترسانند. آقا اگر این کار را بکنیم، چه‌کار می‌شود. اگر این کار را بکنیم چه‌کار می‌شود. خب کردند!

عرض کردم آمدند به طرف یواش با مقدمه گفتند که بالاخره همه می‌میرند، این شتری است که در خانه همه می‌رود، یک کسی گفت آن شتر الان بالای پدرت خوابیده! یعنی مرده! این می‌خواست این‌جوری نگوید، خیلی آرام گفت که این‌جوری این‌جوری، بعد این شک کرد، گفت پدرت مریض بوده. بعد گفت پدرتان متأسفانه مردند. فوت کردند. گفت که نه، یک چیزی شده تو نمی‌خواهی بگویی! خب بدترین خبر همین بود، به تو گفتیم دیگه! باز منتظر چه هستی؟ این‌ها همه جنایت‌هایشان را در ایران و غزه و لبنان و عراق و سوریه و همه کارهایی که می‌توانستند، کردند. باز دوباره می‌گویند که نه، خبرش را نمی‌خواهید بدهید! برای این است که خدا را وکیل نمی‌دانند. می‌گویند خدا، مسجد می‌روند، مکه می‌روند، حاجی می‌شوند، نماز می‌خوانند، ولی به خدا اعتماد ندارند. این‌ها ماجراهای الان است، همین الان «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ». یعنی نه طلبکار شو وقتی عمل صالح انجام می‌دهی، نه وقتی بلایی سرتان می‌آید، خدا را مسئول بدانید. خودت پدر خودت را درآوردی.

وعده دوم که می‌گویند خواهد شد این است: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ» وقتی آن وعده دوم برسد «لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ» یک عده سراغ شما می‌آیند بیچاره‌تان می‌کنند. همه‌تان را افسرده می‌کنند. چهره‌هاتان درهم فشرده می‌شود. زشت می‌شوید. «وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ» این‌ها می‌آیند وارد مسجدالاقصی می‌شوند. قدس را آزاد می‌کنند. همان‌طور که بار اول شد. «وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا» به شدت شما را درهم خواهند کوبید و ریشه شما را خواهند زد. هلاک‌تان می‌کنند. اینجا «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» آیه آخر این است: «عَسَى رَبُّکُمْ أَن یَرْحَمَکُمْ» دوباره خداوند می‌فرمایداما هنوز به شما گفته می‌شود این‌ها جبر نیست، خودتان را نجات بدهید. شما منحرف شدید! هنوز امید هست که اگر توبه کنید و اصلاح بشوید و به تعالیم خداوند گردن بگذارید، خدا به شما رحم کند. اما اگر به این فساد و طغیان ادامه بدهید و به این جنایت‌ها برگردید، ما هم به آن پتک‌ها برمی‌گردیم. «إن عُدْتُمْ عُدْنَا». این خطاب به همه است، نه فقط به بنی‌اسرائیل. نه فقط آن وقت، نه الان، به همه می‌گوید. «وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْکَافِرِینَ حَصِیرًا» کافر هستید، یعنی ظاهراً یهودی یا مسلمان هستید، اما در واقع کافر هستید. شناسنامه‌ای مسلمان هستید، ولی کافر هستید. چون خدا را بازی می‌گیرید، به حرف او عمل نمی‌کنید و فقط اسم خدا را در زندگی‌هایتان می‌آورید. «إن شاء الله»، «ما شاء الله»، توکل بر خدا، فقط از این حرف‌ها می‌گویید، ولی به او عقیده ندارید. نه اطاعت می‌کنید نه... بعد می‌فرماید اولاً کافر هستید. ثانیاً جهنم «حَصِیرٌ» است، «حَصِیرٌ» یعنی محاصره‌تان می‌کنند. شما محصور در رنج و عذاب الهی خواهید بود.

نتیجه‌گیری «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» یعنی فکر نکنید که اگر قبلاً کارهای درستی کردید، صالح بودید، آدم‌های خوبی بودید، انقلابی بودید، مبارز بودید، فداکار بودید، دیگر تا آخر همین است. اگر عوض بشوید، عوضتان می‌کنیم. ما با کسی قوم‌وخویش نیستیم. این سنت الهی است. اگر می‌خواهی رستگار بشوی، هزینه‌اش را بپرداز. اگر بیچاره شدی، مسئول آن تو هستی، نه خدا.

این آیه را، چنان‌که بعضی‌ها می‌گویند، مربوط به الان است و آن وعده دوم خدا الان دارد محقق می‌شود، چه باشد یا نباشد، امیدواریم که باشد. ولی اگر نباشد هم، اصل مسئله ممکن است این وعده بعدها اتفاق بیفتد یا قبلاً شاید شده است، ما نمی‌دانیم. یعنی من نمی‌دانم. هرکدام که باشد مهم، پیام این آیات است. ببخشید. تشریف بیاورید.

والسلام علیکم ورحمة الله.

یکی از حضار: سؤال اولی که بیان شده، شاید در بین صحبت‌های حضرتعالی هم اشاره شده باشد، آن زمانی که سؤال به دست بنده رسیده بوده با این جمله‌بندی بوده است که نسبت عبارت قرآنی «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» را، با جملاتی مثل قد أن سَنَنتَصِر» بیان کنید. گویا نقیض هم هستند.

جواب استاد: این که ما قطعاً پیروز می‌شویم، این آخرین دست‌خط شهید نصرالله است. می‌گویند این که می‌گویید قرآن شرطی می‌گوید اگر این‌جوری باشد، این‌جوری، اگر این‌جوری باشد، این‌جوری. پس چطور بعضی آیات هست که می‌گوید حتماً این کار خواهد شد؟ پیامبر اکرم وقتی در خندق محاصره بودند، بزرگ‌ترین سپاه کفر آمد، ۱۰ هزار، یعنی جنگ احزاب، چون همه احزاب با هم متحد شدند. کسانی که قبلاً با هم مخالف بودند، همه با هم متحد شدند، مثل الان که. یک عده‌ای همیشه با همدیگر دعوا داشتند، ولی علیه ما همه با هم متحد شدند. الان هم جنگ احزاب است. مشرکین، یهودی‌ها، بت‌پرست‌ها، راهزن‌ها، منافقین پشت جبهه، همه با هم بودند. در آن شرایط سخت که پیامبر مشورت کردند، ما نیرویمان کم است، دشمن دارد می‌آید و می‌خواهد ریشه ما را در مدینه بزند. مشورت بکنید که چه کنیم. همه‌چیزهایی را گفتند. جناب سلمان گفت ما این‌جور وقت‌ها در ایران کانال می‌زنیم خندق می‌کَنیم. جاهایی که نیروهای سواره دشمن نتوانند سریع بیایند. پیامبر فرمودند: «این تاکتیک خوبی است.» فرمودند که شما به بقیه آموزش بدهید که چه‌جوری در ایران خندق می‌کَندید، اینجا بکَنید آن جاهای خاص را که دشمن سواره‌نظام نتواند سریع بیاید. و تحت فرماندهی مدیریت جناب سلمان خندق‌ها کنده شد. تیم‌های ده نفره شدند. خود پیامبر هم کلنگ می‌زد و می‌زد. خب سوال این است، ارتباطش با این چیست. شما محاصره هستید. غذا ندارید. نقل شده که پیامبر سه روز، سه روز، چیزی نمی‌خورند. دارید می‌کَنید از ترسی که دشمن نیاید ما را بخورد. بعد کلنگ پیامبر می‌خورد به سنگی، جرقه‌ای می‌پرد، در آن بدترین شرایط، تحریم، محاصره، خطر قطعی سقوط است. فرمودند در این جرقه من فتح روم را دیدم، شکست روم و امپراتوری روم را دیدم. جرقه بعدی، شکست امپراتوری شاهنشاهی شرق، ساسانی را دیدم. شکست مصر را دیدم، فتح مصر. یکی یمن و... بعد دو- سه تا از این مسلمان‌هایی که ما هم الان داریم، که هی می‌گویند نمی‌شود، آن‌ها فلان‌اند، ما فلان هستیم، ما بدبخت هستیم، نقل شده که به بغلی‌اش گفت نگاه کن، پیامبر از گرسنگی خل شده و به سرش زده! سه روز سه روز چیزی نمی‌خورد. ما اینجا نمی‌توانیم تکان بخوریم، از اینجا می‌خواهیم برویم آنطرف یک کمی دستشویی جرأت نمی‌کنیم - در روایت‌ها و در تاریخ این هست - این آقا فتح روم و ایران و مصر و همه را الآن دارد می‌بیند. خب به سرش زده است!

حالا سوال؟ اگر این جمله‌های شرطی است، چرا پیامبر می‌گوید ما قطعاً روم را شکست می‌دهیم، همین کارهایی که بعداً شد. یا سیدحسن می‌گوید پیروز می‌شویم. امام می‌گفت پیروز می‌شویم. دوستان! شما چه به ذهن‌تان می‌رسد؟ کسی هست جواب این سوال را بدهد و پیشنهادی داشته باشد؟ خب همین است دیگه. یعنی همین آیه آخر که فرمود، داشتم می‌خواندم، که گفتید دیگر نگو! آیه قرآن داشت همین‌ها را می‌گفت! مثل این است که یک کسی بگوید اگر شما بروید آنجا، در را فشار بدهید باز می‌شود. اگر نروید، باز نمی‌شود. بعد بنده که قطعاً می‌خواهم بروم در را باز کنم، می‌گویم این در قطعاً باز می‌شود. چون من می‌خواهم بروم آن را باز کنم. این دو تا با هم منافاتی ندارد. این دارد یک کفه جمله شرطیه را می‌گوید. می‌گوید خداوند می‌فرماید اگر این‌طوری بکنید، من هم این کار را می‌کنم. خب من این کار را می‌کنم، پس خدا به وعده‌اش عمل می‌کند، حتماً این کار می‌شود. این است که هم می‌گویند به خدا توکل کن، هم نتیجه برای ما معلوم نیست، چون ما مسئول نتیجه نیستیم. نتیجه در دست ما نیست. امام می‌گفت ما مأمور به تکلیف هستیم، نه نتیجه! یعنی آن چیزی که مربوط به ماست و در اختیار ماست، این است که من به وظیفه‌ام عمل کنم. اما این که پیروز می‌شویم یا شکست می‌خوریم، دست من نیست. نتیجه هر چه بشود. آن وقت همین قرآن می‌فرمود اگر هدفتان معنوی باشد، شکست شما هم پیروزی است. اگر هدف شما مادی باشد، پیروزی شما هم شکست است. چون عالم ماده حداکثر ده- بیست سال دیگر، زور بزنی، سی سال دیگر. تازه اگر تا آخرش قدرت در دست تو بماند. تمام است. یعنی قرآن می‌فرماید همه ‌چیز نابود می‌شود. «کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ». هر کاری که برای دنیا می‌کنید، نابود می‌شود، هیچی نمی‌ماند. غذایی که می‌خورید، تخلیه می‌کنید. لباسی که می‌خرید، می‌پوسد. شغلی که ریاستی که به دست می‌آورید، از شما بعداً می‌گیرند. الان خوشگل هستید، ده سال دیگر زشت هستید. خودتان هم در آینه خودتان نمی‌توانید خودتان را ببینید. الان برای شما کف می‌زنند، پنج سال دیگر هو می‌کنید. هیچی در این عالم نمی‌ماند. خودتان هم نمی‌مانید. قرآن می‌فرمود اگر برای اینجا کار کنید، شکست شما قطعی است، حتی وقتی پیروز هستید. اما اگر برای خدا و ابد کار کنید، حتی اگر در کربلا تکه‌تکه‌تان هم کنند، شما شکست نخورده‌اید. لذا این قوانین الهی را همه را کنار هم باید دید.

سؤال: سوال دیگری را دوستان در راستای همین عبارت «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» پرسیدند، ناظر به این که این گروه دوم این دسته «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» که به آن اشاره فرمودید، کدام دسته و گروه هستند؟

پاسخ استاد: «عُدْنَا» خداست. خدا راجع به خودش می‌فرماید. خداوند به آن‌ها می‌فرماید که دوباره شما را نجات دادیم و می‌دهیم، دوباره فرصت به شما می‌دهیم.» ولی دوباره «إن عُدْتُمْ عُدْنَا» اگر دوباره شما برگردید به آن موقعیتی که عمل کردید، دوباره همان کارهای زشت و همان خیانت‌ها و همان سوءاستفاده‌ها را بکنید، ما هم برمی‌گردیم. ما هم دوباره همان فضا را پیش می‌آوریم. یعنی قانون الهی این‌جوری است. این‌جوری نیست که چون یک بار پیروز شدید، تا آخر خدا طرف شماست. شما به خدا پشت کنید، ما هم به شما پشت می‌کنیم. دارد این ر می‌گوید. این «عُدْنَا» خود خداست. خداوند می‌فرماید «ما»، یعنی اراده الهی. شما اگر از مسیر حق برگردید، ما هم از شما برمی‌گردیم، یعنی شما را رها می‌کنیم. یعنی شما را به همین قوانین عادی وا می‌گذاریم! امداد الهی غیبی دیگه نمی‌کنیم.

سؤال: استاد سوال دیگری را مطرح کردند، ناظر به این که از کجا بفهمیم در سنت الهی، در مقابل خدا ایستاده‌ایم یا در حزب الهی قرار داریم؟

پاسخ استاد: خب مگر خودتان نمی‌دانید دارید چه کار می‌کنید؟ هر وقت ما در هر موقعیتی داریم عمل صالح می‌کنیم، جزو آن جبهه هستیم. وقتی عمل فاسد می‌کنیم، جزو این هستیم. وقتی هیچ عملی نمی‌کنیم، آن وسط گیج هستیم. یعنی هیچ ‌کس جز خود ما، بهتر از ما این را نمی‌داند. هیچ کسی قرار نیست از بیرون به شما جواب بدهد. جوابش فقط پیش خودت است. من از کجا بفهمم که الان در حزب خدا و حزب‌الله هستم یا در حزب شیطان هستم؟ خب ببینید دارید خدایی عمل می‌کنید یا شیطانی؟ کلاهبرداری؟ دروغ‌گویی؟ خائن هستید؟ دزد هستید؟ کینه به مردم دارید؟ حسادت است؟ لجبازی است؟ خب همه این‌ها معلوم است که تو در آن حزب هستید. خلاف این باشید، در این حزب هستید. از قدرت و ثروت سوءاستفاده می‌کنید یا حسن استفاده؟ خودتان می‌دانید در حزب شیطانی هستید یا حزب‌الله. در مسائل سیاسی بین‌المللی بی‌طرف هستید یا طرف مظلوم هستید یا طرف ظالم هستی؟ خط حزب‌الله و حزب شیطان روشن است. عقل و شرع، مرز این دوتا حزب را روشن کرده است.

سؤال: استاد سوال دیگری را مطرح کردند ناظر به این که شهادت فرماندهان جبهه مقاومت، نظیر شهید سیدحسن نصرالله، نتیجه کم‌کاری مسلمین بوده است و تلنگر خداوند است؟ یا به واسطه پاداش اعمال آن اشخاص و خود ایشان است؟

پاسخ استاد: ببینید، می‌خواهم بگویم این دو تا با هم منافاتی ندارد. دقت بکنید. ممکن است در اصل، مثلاً کربلا. از لحاظ مادی بدتر و سخت‌تر از کربلا نداریم. آیا این نتیجه یکسری کوتاهی‌ها و خیانت‌ها بود یا این مزد الهی به این شهدا بود ؟ هر دویش می‌تواند باشد. هر کسی بسته به عملی که خودش انجام داده است. کسانی یکسری خیانت‌ها و کوتاهی‌ها و تردیدهایی کردند که در امت اسلام، امام حسین ماند با ۷۰ نفر. بقیه همه ترسیدند یا تحلیل نداشتند. وگرنه قلباً امام حسین را دوست داشتند. منتها هزینه گفتند نمی‌دهیم. حتماً آن کوتاهی‌ها، آن خیانت‌ها و آن مسائل بود. از این طرف، این‌هایی که آمدند جنگیدند و شهید شدند، این‌ها پاداش و لطف الهی بود یا نبود؟ بله بود. کربلا هم عذاب الهی برای امت است چون شما حسین را دادید یزید را گرفتید، تسلیم یزید شدید. بخورید.

جالب است وقتی حکومت معاویه حمله کرد امام حسن(ع) فرمودند که می‌خواهید خودتان را نجات بدهید یا نه؟ گفتند می‌خواهیم. تو را هم قبول داریم. می‌دانیم آن‌ها درست نمی‌گویند. اما حال و حوصله جنگیدن نداریم. سه تا جنگ داشتیم، دیگه خسته شدیم. حالا عیب ندارد معاویه عادل نیست. بیاید اقلاً زندگی‌مان را می‌کنیم. یک جنگ بس است! امام حسن(ع) فرمودند خب وقتی خودتان این‌جوری هستید، من که نمی‌توانم شما را به زور به جهاد ببرم. وقتی شما نمی‌خواهید برای خودتان هزینه بگذارید، معنایش این است که نمی‌شود. اگر الان من بخواهم جنگ را ادامه بدهم، یعنی شکست! دشمن می‌فهمد که ما دیگر نمی‌توانیم بجنگیم. می‌آید بعد همه را اسیر می‌گیرد. همه شما را می‌کشد، نابود می‌کند. وارد مذاکرات شدند. بعد امام حسن به همین خودی‌ها فرمودند که آرزوی اصلی من همیشه این بود که تنها باشم، کاری هم به شماها نداشته باشم. ذکر و فکر و عبادت، شهوت من است. اما خودم را در این دردسرها انداختم و باید می‌انداختم، چون انبیاء انداختند و پیامبر خودش را در این دردسرها انداخت. بعد امام حسن جمله خیلی قشنگی فرمودند. فرمودند اگر می‌گویم با معاویه بجنگید، برای این است که دارم می‌بینم فرزندان شما را بیست- سی سال بعد. می‌روند در خانه فرزندان این‌ها و حقوق اولیه مسلم خودشان را از این‌ها گدایی می‌کنند. من نگران بچه‌های شما هستم. شما الان که تسلیم می‌شوید، بچه‌های نسل‌های بعد شما همه بردگان این‌ها می‌شوند. من نگران آن‌ها هستم، اما اگر خودتان به فکر خودتان نیستید، من به زور شما را نمی‌توانم جبهه ببرم. لذا حکومت سقوط کرده است. حالا آیا حکومت امام حسن سقوط کرد؟ این پاداش الهی بود یا عذاب الهی؟ عذاب الهی برای مردم بود، چون کوتاهی کردند و مستحق همین معاویه هستید. پاداش الهی برای امام حسن است.

بنابراین یک حادثه، یک سکه‌ای است با دو رو. یک روی بد دارد و یک روی خوب. روی آن طرفش به کسانی می‌رسد که باعث شدند این حادثه‌های بد اتفاق بیفتد. آن طرفش نه، آن‌ها که شهید شدند و آن‌ها که هزینه دادند، آن‌ها ضرر نکردند. پاداش الهی است. هر دویش است.

سؤال: استاد به عنوان حسن‌ختام پایانی سؤالی که بزرگواران پرسیدند این است که چه اتفاقی در طول حالا این مدت افتاده که مثلاً بعد از ۷۰ سال ظلم و جنایاتی که در فلسطین شده است، امروز حتی صدای مردم در غرب هم بلند شده و این اعتراض را دارند می‌کنند و حتی تمام تلاش‌شان را به کار می‌برند برای این که بتوانند کمک کنند به این که این صدا فرضاً پخش بشود یا حداقل کمکی به مظلومین جهان انجام بدهند. چرا از همان اوایل و سنوات اولیه این اتفاق، این صدا از جانب مردم غربی و جاهای دیگر جهان بلند نشده بود؟ این سناریو به چه شکلی بوده است؟

پاسخ استاد: من فکر می‌کنم این فضای مجازی خیلی مؤثر بود. ببینید، ما تا دفعه‌های قبل، اصلاً دیکتاتوری رسانه‌ای کل ماهواره‌ها و رسانه‌ها همه این‌ها دست همین صهیونیست‌هاست. می‌دانید، هالیوود پنج - شش تا کمپانی اصلی دارد که هر پنج تای آن برای سرمایه‌دارهای صهیونیستی و یهودی هستند. خط قرمزشان اسرائیل است. یعنی اگر کسی یک فیلم که کنایه به اسرائیل داشته باشد، آنجا داشته باشد او را نابود می‌کنند، نمی‌گذارند نفس بکشد. یکی هم علیه همجنس‌بازها اگر چیزی بگویید. چون اغلب خودشان این کاره هستند. این‌ها خط قرمزها و مقدسات آن‌هاست. آن وقت علیه مسیح، مریم، انجیل، قرآن، حتی تورات. - حالا فرصت نشد بگویم - اصلاً در تورات، در کتاب مقدس فعلی (تورات دست‌خورده فعلی) این‌ها توهین‌هایی به حضرت داوود و حضرت سلیمان دارند که آدم واقعاً شرم می‌کند بگوید. می‌دانید، این‌ها داوود و سلیمان را پیامبر به این معنایی که ما می‌گوییم نمی‌دانند. این‌ها پادشاه و جادوگر می‌دانند! و الان هم دنبال پیداکردن بعضی از جادوهای آن‌ها هستند. این که در هیکل سلیمان و معبد سلیمان به آن زیرزمین‌ها می‌روند، می‌خواهند این چیزها را پیدا کنند! صهیونیسم و فراماسونری و جادوگری و این‌ها جزو مقدسات آن‌هاست. می‌دانند نیروهای ماوراء مادی هستند که از آن‌ها می‌شود استفاده کرد و استفاده بکنند، اما در مسیر باطل. اصلاً قرآن می‌فرماید اصل سحر یا جادو درست بود. در یک آیه‌ای می‌فرماید این‌ها را از طریق فرشتگانی هاروت و ماروت که در کتاب مقدس آمده و حالا تلفظ اسم آن‌ها کمی تفاوت دارد، این‌ها اول برای حل بعضی مشکلات بشر آموزش داده شد که به طریق طبیعی و فرمول‌های مادی انجام نمی‌شود و یک قدرت ماورایی باید باشد. ولی بعد این به دست آدم‌های فاسد و مفسد افتاد و از سحر و جادو به عنوان ابزاری برای جدایی انداختن بین زن و شوهرها، متلاشی کردن یک خانواده، بیچاره کردن یک کس. بنابراین اصل این‌ها درست است. حالا یک عده‌ای البته حقه و کلاهبرداری می‌کنند، همیشه هم ندارند، وانمود می‌کنند و کلاه مردم را برمی‌دارند. یک عده‌ای دارند و در مسیر بد و باطل از آن استفاده می‌کنند. وگرنه اصل آن درست است. لذا اسلام که آمد کلاً سحر را حرام اعلام کرد. انبیا اعلام کردند سحر حرام است. حضرت مسیح هم همین‌طور. و اصلاً حکم جادوگر اعدام بود. چون اصل جادو بود، ولی شروع می‌کردند علیه مردم استفاده می‌کردند. الان هم هست. یک عده البته حقه‌بازند، یک عده‌شان هست. منظور این که چطور شد به جادو رسیدیم!

مجری: استاد بحث این بود که چرا ۷۰ سال طول کشیده است؟

پاسخ استاد: اصلاً نمی‌دانم چرا سراغ جادوگرها رفتیم؟ داشتم می‌گفتم این‌ها بر رسانه‌ها دیکتاتوری. این دیکتاتوری ماهواره‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و این‌ها که در همه جهان تحت کنترل این‌ها است. «الجزیره» اسرائیل مثلاً به آن‌ها دستور داده است که صحنه انفجار موشک‌هایی که ایران یا حزب‌الله در داخل شهرهای اسرائیل زدند، صحنه این انفجارها را نباید نشان بدهید. که یعنی این‌ها موفق شده است. نشان نمی‌دهند. اسرائیل می‌داند هر کسی از این موشک‌ها عکس بگیرد و منتشر کند، سریع او را می‌گیرند و لت‌وپارش می‌کنند. لذا خود اسرائیلی‌ها می‌ترسند. در این حال بعضی‌هایشان این کار را کردند و این فیلم‌ها که از موبایل‌ها پخش می‌شود، این‌ها را بیشتر فلسطینی‌هایی که به همان منطقه نزدیک هستند، چون همه به هم نزدیک هستند، آن‌ها گاهی این فیلم‌ها را گرفتند، کلاً ممنوع است. می‌دانید کشورها مثل ما اینترنت‌شان گل و گشاد نیست که هر کس هر چه می‌خواهد دروغ پخش می‌کند و همان لحظه هر که هر چه می‌خواهد می‌گوید و می‌رود. همین الان در انگلیس، در امریکا، در فرانسه، فیس‌بوک و تلگرام، همه این‌ها کاملاً کنترل می‌شود و افراد را پیگیری می‌کنند. به نفع فلسطین شما یک چیزی بگویید، شما را ول نمی‌کنند. اسرائیل خط قرمز است. منتهی این خط قرمز شکست.

به نظرم یکی انحصار رسانه‌ای شکست. یعنی برای اولین بار مردم جنایات غزه را آنلاین دیدند که از زیر آوار خانواده‌ها له می‌شوند، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بچه. قبلاً نمی‌دیدند، نمی‌دانستند. یعنی اگر شما بیست سال پیش نظرسنجی می‌کردی، در همین دانشجویان دانشگاه‌های امریکا و اروپا و مردم آنجا، این‌ها اکثرشان شاید از اسرائیل طرفداری می‌کردند. چون هالیوود یکسره دارد فیلم‌های جنگ جهانی دوم به اسم این که علیه نازی‌ها است، دارد صهیونیست‌ها و یهودی‌ها را چیز می‌کند. یهودی‌های کل دنیا ده پانزده میلیون هستند. اصلاً یهودی نمانده، یهودی‌ها آنجا تمام شدند. مسیحی دو میلیارد مسیحی است. بودایی و هندو ۸۰۰ میلیون و یک میلیارد. مسلمانان نزدیک دو میلیارد. اصلاً یهودی در دنیا نیست. ولی اسم و سر و صدایشان در رسانه‌ها، در سینما، در و قدرت اقتصادی آن‌ها، کمپانی‌های سرمایه‌داری. این‌ها از همه بیشتر هستند. این‌ها این‌جوری هستند.

دومین فداکاری‌هایی که مردم غزه کردند، من واقعاً خودم هم شوکه شدم. من باور نمی‌کردم مردم غزه این‌قدر مؤمن هستند. این‌قدر قوی هستند. آقا شوخی نیست در یک منطقه کوچکی که به اندازه کرج است، جمعیتی که اگر شما سنگ پرتاب کنید، توی سر دو سه نفر می‌خورد، نه یک نفر. این‌قدر متراکم هستند. و هیچی ندارند. آب آشامیدنی سالمی ندارند. همه بیکار هستند. نمی‌گذارند کسی رفت و آمد کند. از این محله به آن محله سه بار باید کنترل شوند. باید مجوز داشته باشی. توهین می‌کنند، می‌زنند. برق ندارند. آب درستی ندارند. آخه زندگی نمی‌کنند! این‌ها اصلاً قبلش هم زندگی نمی‌کردند، فقط زنده بودند. یکی این فداکاری و ایمان و مقاومت حماس و حزب‌الله. می‌دانید سیدحسن نصرالله، خیلی از کسانی که اصلاً مسلمان نیستند، چه برسد به شیعه. اصلاً دین ندارند، برای سیدحسن گریه کردند می‌گفتند این رهبر اخلاقی، انسانی، پاک، امروز در دنیا منفورترین کشورها امریکا و اسرائیل هستند. محبوب‌ترین افراد الان در دنیا سیدحسن نصرالله، غزه و لبنان هستند و نمی‌دانم این خطبه‌ای که رهبری خواند، در اینترنت شما تعقیب کردید، در دنیا این کامنت‌هایی که گذاشتند چی‌ها بود؟ اکثر این‌ها می‌گفتند ما اصلاً نمی‌دانستیم که ایران یک چنین عقایدی دارد. این چه جمعیت‌هایی است که شما می‌آیند؟ در دنیا کجا این‌قدر جمعیت می‌آیند؟ بعد رهبر شما چقدر خوب صحبت می‌کند، چقدر منطقی و درست، چقدر شجاع است. چون همه گفتند الان می‌زند، آمد و بیشتر هم طولش داد. و... این‌قدر دیدم کامنت گذاشتند، مثلاً گفتند ما سنی هستیم و تا الان فکر می‌کردیم شیعه فلان است، ولی الان می‌گوییم شما بهترین مسلمانان شما هستید. اصلاً با این مقاومت نگاه دنیا عوض شد. به نظرم این قضیه مهم است.

ببینید 500- 600 تا دانشگاه، این‌ها شوخی نیست. اصلاً در تاریخ سابقه نداشته است. می‌آیند مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا می‌گویند، پرچم این‌ها را آتش می‌زنند. یک کلاس دانشگاه در امریکا، در فضای مجازی دیدید دیگه دانشجویان آن دانشگاه امریکا به فارسی همه‌شان می‌گویند: «مرگ بر اسرائیل». در ایتالیا یک راهپیمایی در خیابان‌های ایتالیا هست، فیلم آن الآن هست. به فارسی می‌گویند. در ژاپن و توکیو، این نسل جدید ژاپن خیلی بی‌بخار هستند! یعنی اصلاً این‌ها را امریکا تربیت‌شان کرده است. به شدت ترسو هستند. من در دانشگاه توکیو بودم و این‌ها را از نزدیک دیدم. کارتر، همان زمانی که امام به کارتر گفت: برو برو یک شغل دیگری پیدا کن! دیگر نمی‌گذاریم رئیس جمهور بشوی و نشد. امام همان زمان ‌گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» همان زمان کارتر، خواهش می‌کنم گوش کنید، هی بعضی‌ها می‌گویند ژاپن توکیو فلان! ببینید با مردم و با نسل جدیدشان چه کردند؟ از بس این‌ها را بی‌شخصیت و ترسو بار آوردند. این خاطرات کارتر است. می‌گوید من رفتم توکیو سخنرانی کردم. وسط سخنرانی من یک جوکی گفتم، یک لطیفه‌ای، مثلاً گفتم شاید مثلاً یک لبخندی به لباشان بعضی‌ها که می‌گویند آمریکا مهربان بیاید! بعد می‌گوید من یک جوک گفتم، دیدم این‌ها دارند می‌خندند و ول نمی‌کنند. دو - سه دقیقه قاه‌قاه می‌خندیدند! گفتم عجب بابا، چه جوک باحالی گفتیم! حالا کارتر خودش می‌گوید: می‌گوید سخنرانی تمام شد، آمدیم آن پشت و به مترجم گفتم شما این جوک را چه‌جوری ترجمه کردی که این‌ها این‌قدر خندیدند؟ من خیلی برایم جالب بود. خنده‌دار بود، نه این‌قدر. گفت من جوک را ترجمه نکردم، من فقط گفتم که آقای پرزیدنت یک نکته خنده‌داری گفتند. بعد همه این‌ها این‌قدر خندیدند! خود کارتر تعجب می‌کند که ما با این‌ها چه‌کار کردیم! مثل این است که می‌گویند طرف از دور آمد دید دارند می‌خندند. این هم شروع کرد به خندیدن. گفتند تو برای چه می‌خندی؟ گفت من به این‌ها اعتماد دارم. حتماً یک چیز خنده‌داری است که دارند می‌خندند! یعنی این‌ها را این‌قدر پوچ بار آوردند که می‌گویند پرزیدنت امریکا جوک تعریف کرده است، ولو نمی‌دانند چیست، ولی خب باید بخندند. می‌خندند. دیگر از این بی‌شخصیت‌تر؟ حالا همین در ژاپن در خیابان‌های توکیو، الان فیلم‌های این‌ها هست بروید سرچ کنید، ببینید. جمعیت در خیابان‌های توکیو راه افتاده، به فارسی می‌گویند «مرگ بر اسرائیل» این‌ها معجزات انقلاب اسلامی است. امام می‌گفت: «انقلاب را صادر می‌کنیم.» صادر کردیم. بعضی‌ از دوستان می‌گویند نه، ما نمی‌خواهیم انقلاب را صادر کنیم. خب نخواهید. مگر انقلاب را ما و شما صادر کردیم؟ انقلاب صادر شده رفته، کل دنیا را گرفته است. کمونیست‌های دنیا از دانشگاه‌های مختلف، هر جا ما می‌رفتیم می‌دیدیم این کمونیست‌ها هم می‌آمدند. طرفداران محیط زیست می‌آیند. مخالفان انرژی‌های آلوده، مخالفان سلاح‌های هسته‌ای. حتی بعضی فمینیست‌ها، چون فمینیست‌ها بعضی‌هایشان افراطی و چیز هستند. بعضی‌ها نه، دنبال واقعاً حقوقی هستند که اسلام ۱۴۰۰ سال پیش این‌ها را قطعی برای زن به رسمیت شناخته است. این‌ها تازه هنوز می‌خواهند آن حقوق را به دست بیاورند و بعضی‌هایشان ۱۰۰ سال است که مثلاً به دست آورده‌اند. در جلسات ما فمینیست‌های معتدل می‌آیند، کمونیست‌ها می‌آیند. این‌ها همه الان طرفدار غزه و لبنان هستند. این‌ها می‌گویند هم غزه، هم لبنان، هم در رأس آن ایران.

بنابراین به نظرم تغییر وضعیت رسانه‌ای جهان مؤثر بود. ولی از آن مؤثرتر، این چهل سال زحمات ملت ما و شعار فقط در ایران چهل سال پرچم امریکا و اسرائیل را آتش زده‌اند. هیچ جای دنیا جرأت نمی‌کردند مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا بگویند. این انقلاب صادر شده است. یعنی از خیابان‌های توکیو تا مراکش.

رئیس جمهور آمریکا گفت که دانشجوهای ما را ایران شستشوی مغزی داده است.! خیلی جالب است. ما که نه رسانه‌اش را داریم. تازه بعضی‌ها در حکومت ما از اول تا همین الان هم اصلاً این حرف‌ها را قبول نداشتند و ندارند. همان وقتی هم امام گفت ما انقلاب را صادر می‌کنیم، به امام تعرض کردند گفتند که بیخود صادر می‌کنید!

الان کجای دنیا است که این شعار را نمی‌دهند؟ آقا نیم میلیون جمعیت در لندن که اصلاً شعار علیه اسرائیل جرم است. در واشنگتن و نیویورک آمدند می‌گویند «مرگ بر اسرائیل.» دانشجوهای آمریکا در آمریکا پرچم‌شان را آتش زدند. یک عده می‌بینی پرچم یاحسین سر در کاخ سفید زدند. یکی هم جلوی کنگره. چه کسانی؟ بچه‌های امریکایی‌ها. اصلاً دنیا وضعش بهم ریخته است. واقعاً عادی نیست. اوضاع تغییر کرده است حتماً اخلاص این بچه‌ها بوده، شما فکر نکنید خون سیدحسن نصرالله رفت سیدحسن زنده‌تر شد. همین الان سیدحسن دارد می‌جنگد. هنیئه را آنجا زدند، فکر کردند تمام شد. نه این‌طوری نیست. این بچه‌هایی که شهید می‌شوند، در روایات و دعاهای ما می‌گوید این‌ها ثارالله هستند. ثارالله یعنی خونی که خدا انتقامش را خواهد گرفت. حسین ثارالله بود. هنوز امام حسین دارد این‌ها را می‌زند. اسرائیل دارد از امام حسین می‌خورد. امام حسین صدام را پایین کشید. شاه را امام حسین پایین کشید. بزرگ‌ترین راهپیمایی ۵۷، عاشورا و اربعین بود. بعد از راهپیمایی عاشورا و اربعین، اسناد لانه می‌گوید دیگر شاه را نمی‌توانیم نگه داریم.

بنابراین به نظر من دوتا علت اصلی این‌هاست. ببخشید. وقت شریفتان را خیلی گرفتیم.

مجری: خیلی متشکریم از استاد عزیز. حالا بزرگواران دیگر، اگر سوالی از محضر استاد دارند می‌توانند دست بزرگوارشان را بالا بیاورند. بفرمایید.

یکی از حضار: خیلی متشکرم. سوالی که داشتم این بود که بحث صبر ایران بر کشتار غزه، چون بالاخره ما در یک بازه زمانی، فقط به آن‌ها سلاح دادیم و یک مقداری بیشتر مشاهده کردیم. می‌خواهم بدانم که دلیل این چه بوده است؟ آیا ما نمی‌توانستیم یک کمی حالا محکم‌تر عمل کنیم، خصوصاً هنگامی که قبح کشتن توسط اسرائیلی‌ها هنوز نشکسته بود؟ و واقعاً ما نمی‌توانستیم در آن بازه زمانی که خیلی بمباران‌های شدید بود، ایران واقعاً نمی‌توانست کاری انجام بدهد؟ و سؤال دیگرم این است که چرا ما مثل مثلاً ناتو نمی‌توانیم مثلاً در محور مقاومت یک دفاعی راه‌اندازی کنیم که هر کسی به هر کسی حمله کرد، به او بتوانیم حمله کنیم؟ چون الان مثلاً ناتو به این حالت بازدارندگی رسیده است که مثلاً این کشور کوچولوی ناتو، مثلاً اگر به آن حمله شود، همه آن را به نوعی تهدید می‌کنند و این خیلی بازدارنده است. ولی ما در اسلام که نتوانستیم چنین چیزی بزنیم، لااقل برای مثلاً جبهه مقاومت چرا ما نتوانستیم؟ حداقل برای این اتفاقی که در این مدت افتاد. من می‌خواهم بدانم که آیا واقعاً ایران نمی‌توانست یک مقداری شاید محکم‌تر برخورد می‌کرد؟ یک کمی چنگ و دندان نشان می‌داد؟ یک کمی از جنگ جهانی جدید صحبت می‌کرد؟ یک ترسی را در جامعه جهان راه می‌انداخت که اسرائیلی‌ها نتوانند به این راحتی بکشند و جلوی همه هم بخندند.

جواب استاد: عرض شود که یک عده‌ای معمولاً این‌جور وقت‌ها می‌گویند آقا ایران خیلی تند رفته است، جنگ‌طلب هستید ولی برادرمن می‌گویند چرا این‌قدر کُند عمل می‌کنیم؟ چرا بیشتر نزدیم؟ اولاً در دنیا الان هیچ‌ کس غیر از ما، نه می‌گوید، نه می‌خواهد، نه می‌تواند کارهایی که ایران کرد را بکند. هیچ ‌کس. این نکته اول. یعنی در دنیا هیچ حکومتی و هیچ ملتی جرأت این را که مثلاً به «عین الاسد» بگوید می‌زنیم و بزند. به اسرائیل این موشک‌ها را مثل نقل و نبات ریخت. این‌ها اصلاً در تاریخ سابقه ندارد. نصف دنیا، کره زمین، در دست امریکا بود، نصفش دست شوروی بود. اولی که این انقلاب شد، اصلاً کسی باور نمی‌کرد این انقلاب یعنی چی؟ مثلاً نه شرقی نه غربی یعنی ما نه نوکر شما هستیم نه نوکر شما هستیم. در همین آیه‌ای که خواندیم، یکی از آن‌ها به قضیه داوود و جالوت اشاره داشت. قضیه این است که جالوت یک ابرقدرتی بود یال و کوپالی داشت. این ۴۰ روز، ۴۰ شب در جنگ جلو می‌آمد به سپاه طالوت که مؤمنین بودند. می‌گفت «یک نفری بیایید جلو ببینم. می‌ترسیدند. آخرش حضرت داوود یک نوجوانی بود، آمد. شمشیری هم نداشت. فلاخن داشت. ما در مشهد می‌گوییم پلخمون. فلاخن همین است که با چیز پرتاب می‌کنند. دید یک تکه چوب و دو- سه‌تا سنگ دستش است، آمد وسط. آن طرف جهان‌پهلوان بود. بعد مسخره کرد، گفت این جوجه کیست؟ فرستادند جلو. همه نگاه می‌کردند به عنوان این که یک صحنه جوک و مسخره ببینیم چه‌جوری این را می‌خورد. جالوت چه‌جوری داوود را می‌خورد. این جوان هم نام خدا را به زبان آورد و با فلاخن یک سنگ زد، درست خورد در پیشانی جالوت. افتاد و مرد. همه تعجب کردند. بعد حالا کسی بیاید بگوید که برای چه جالوت مثلاً با این موشک‌ها نزد؟ بابا! هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد جلو به میدان بیاید ولی او آمد. فلاخن داشت. یک سنگ زد، ولی کارش را ساخت. این که می‌فرمایید چرا ناتوی مسلمان‌ها تشکیل نمی‌شود، مسلمان‌ها، حکومت‌های کل جهان اسلام، بعد از جنگ جهانی اول و دوم، دست این‌ها افتاد. یعنی جنگ جهانی اول دوم که تمام شد، استقلال جهان اسلام هم با فروپاشی عثمانی تمام شد، که غربی‌ها آمدند ترکیه را گرفتند، ایران را گرفتند در جنگ جهانی، بعد هم رضاخان را اینجا آوردند، در ترکیه آتاتورک را گذاشتند، در عربستان، آل سعود را گذاشتند و تمام کشورهای مسلمان را انگلیس و فرانسه و روسیه تزاری بین خودشان تقسیم کردند. در این ۱۰۰ سال اخیر و ۹۰ سال هیچ حکومت مستقل مسلمانی دیگر باقی نماند. اولین کشور مسلمانی که نجات، آزاد شد، ایران بوده است. امام و انقلاب اسلامی. حالا بعد از ایران، منطقه دارد آزاد می‌شود. الان پنج- شش کشور از سلطه این‌ها خارج شده است. عراق، افغانستان، یمن، لبنان و غزه. این‌ها همه دست انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها بود. ما نوکر انگلیسی‌ها بودیم، آن یکی نوکر فرانسوی‌ها بود. آن‌ها در مدرسه‌های ما زبان انگلیسی را اجباری می‌کردند که تا الان هم اجباری است. آن‌ها که فرانسه گرفت، زبان فرانسه را در مدرسه‌هایشان اجباری کردند که تا الان هم اجباری است. بنابراین غیر از ایران کسی نبوده است. این اولین کشور مسلمانی که آزاد شده است از شرق و غرب، یعنی نه نوکر شوروی بود نه امریکا. آزاد شد، امام بود، انقلاب اسلامی بود. یک کشور. ۴۰ سال است تحریم، ترور، جنگ، طولانی‌ترین جنگ قرن بیست، ۸ سال. وحشیانه‌ترین تروریسم غرب، از رئیس جمهور تا بقال و سر کوچه را ترور کردند. و سخت‌ترین تحریم تاریخ معاصر، تحریم ایران. که این را بشکنند اما نتوانستند. حالا هی گسترش هم پیدا کرد. حالا شش تا کشور را از دست داده‌اند، پنج شش تا کشور. بقیه هم در خطر هستند. حکومت‌ها هیچ جا با ما نیستند، با انقلاب نیستند.

عراق و لبنان هم با کمک بچه‌های ما نجات پیدا کردند. این‌ها هم هنوز بعضی‌هایشان می‌ترسند. نیم‌بند هستند. می‌دانید الان لبنان دو سال است اصلاً رئیس جمهور ندارد. اصلاً حکومت ندارند. کشورهای دیگر هم، یمن همین الان هنوز که کشور واحد یکپارچه است الان یمن سه تکه است. عراق و سوریه را اصلاً گرفتند این‌ها. دو سوم عراق و سوریه را گرفتند به اسم داعش. همین امریکا، عربستان، اسرائیلی‌ها. زخمی‌های داعش را اسرائیل می‌برد در بیمارستان‌هایش معالجه می‌کرد، باز در سوریه برمی‌گرداند. میلیاردها پول اسلحه‌شان را عربستان و امارات و قطر و بحرین و این‌ها می‌دادند. اصلاً همه جا را نابود. خب این‌ها شکست خورده‌اند. جنگی که ۸ سال در ایران بود، بعد رفت فاز دوم، در عراق و سوریه و این منطقه رفت. الان فاز سومش است. این جنگ داخل اسرائیل رفته است. این‌ها دارند هی عقب می‌روند. کارشان الان رسیده است به اینجا که امروز دو میلیون اسرائیلی در پناهگاه رفتند. اصلاً این‌ها بی‌سابقه است. دو میلیون در پناهگاه رفتند. نمی‌توانند. الان یک سال است نمی‌توانند دیگر آن صحنه‌های تکه‌تکه شدن بچه‌های مسلمان را ببینند و بنشینند بخندند! یک کمی ورق برگشت، یک کمی.

آقا ۱۰۰ تن بمب ریختند برای این که سیدحسن را بزنند. آخرین مدل بمب‌های امریکایی با فانتوم‌های امریکایی آمدند زدند که این بمب‌ها ۳۰، ۴۰ متر پایین می‌رود، بعد منفجر می‌شود. تازه باز سیدحسن با بمب شهید نشده است. با گاز سیانور با گازی که در آن کانال‌های زیرزمینی کار کرده، ایشان شهید شد. خود سیدحسن نصرالله می‌گفت که ما چون هدف وحشی‌ترین و مجهزترین تروریسم در تاریخ هستیم. که رهبران مجاهدین لبنان و فلسطین را یکی‌یکی این‌ها می‌خواهند بزنند. ایشان دو سال پیش به بچه‌های حزب‌الله پیام داده بود که من مدت زیادی بین شما نخواهم بود. حتماً من را می‌زنند. فرماندهان رده یک حزب‌الله هیچ کدام زندگی عادی نخواهند کرد. ما همه هر چه زودتر ممکن است شهید بشویم، ولی سازمان را جوری چیدیم، امید ما این است که تک‌تک شما هرکدام رهبر هستید. ما کشته می‌شویم، ولی شما راه را ادامه می‌دهید. بعد سیدحسن می‌گفت که گاهی سه ماه من زیرزمین هستم برای این که بمب‌افکن‌ها و چیزهای امریکایی یا اسرائیلی‌ها نیایند. خانمم با بچه‌ام ۱۵۰ متر آن‌طرف‌تر هستند. من سه- چهار ماه می‌شود، ۱۵۰ متر فاصله داریم، ولی نمی‌توانم آن‌ها را ببینم! ولی کاملاً توجیه هستند و خانمم می‌گوید شما برای خدا داری کار می‌کنی و ما همه با شما ایستاده‌ایم. هر سختی‌ای باشد، ما تحمل می‌کنیم.

خب این اخلاص‌ها را خدا می‌بیند. این فداکاری‌ها را خداوند می‌بیند. همین‌هایی که زدند با همین پیجر‌ها و موبایل‌ها، دست‌هایشان را قطع کردند، چشمشان را کور کردند. نزدیک ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفرشان را به ایران آوردند. می‌دانید بیشتر این‌ها مردم معمولی بودند. چند نفرشان حزب‌اللهی بودند. یک عده از این‌ها به بیمارستان مشهد آمدند. یکی از دوستان گفت بیمارستان به عیادت این‌ها رفتم. یک زن و شوهر هستند که هر دو کور شدند و انگشت دست‌هایشان هم قطع شده. همان روزهای اول این‌ها برای معالجه به ایران آمدند. چهار تا بچه دارند، پسر و دختر. این‌ها خانه‌شان در بیروت بودند. بعد می‌گفت دیشب بچه‌ها در خانه‌شان زیر آوار شهید شدند. یعنی پدر و مادر اینجا در بیمارستان، غریب، چشم‌ها نابینا، دست‌ها قطع. چهار تا پسر و دختر بزرگ، دانشجو، محصل. گفت دیشب به آن‌ها خبر دادند که بچه‌هایتان شهید شدند. زیر آوار هم هستند، نمی‌شود آن‌ها را بیرون آورد. یعنی دیگر الان برگردی، نه خانه داری، نه بچه‌ای، نه هیچی. خب این خیلی مصیبت آنجاست. ولی دارند تحمل می‌کنند.

شما فیلم‌های این مردم بیروت، ضاحیه و غزه را ببینید که تلویزیون پخش می‌کند، این‌ها چقدر مؤمن و چقدر قوی هستند. من می‌گویم خدایا! ما جای این‌ها بودیم، واقعاً می‌توانستیم این‌قدر تحمل کنیم. این‌ها را خدا می‌بیند و پاداش می‌دهد. صدایشان منعکس می‌شود. خب، ببخشید.

فرمودید چرا ناتوی اسلامی؟ گفتم برای این که این حکومت‌ها همه آدم‌های اسرائیل و امریکا هستند. ولی ناتوی مقاومت که تشکیل شده است، نخست وزیر اسرائیل گفت از هفت طرف دارند ما را می‌زنند! هفت طرف چه کسانی هستند؟ این‌ها همه آن‌هایی هستند که ایران درست کرد. این قضیه چرا ایران بیشتر کار نکرد، اصلاً کسی جز ایران کاری نکرده است. این موشک‌هایی که حماس و حزب‌الله می‌زنند، این‌ها از کجا آمده است؟ این‌ها را قاسم سلیمانی و دیگران، رفتند به آن‌ها آموزش دادند، رساندند. وگرنه این‌ها همیشه فقط سنگ داشتند سنگ می‌زدند، بچه‌هایشان سنگ می‌زدند، انتفاضه سنگ. حالا به جای سنگ، موشک می‌زنند. الان دیروز حزب‌الله ۲۰۰ تا موشک در شهرهای اسرائیل زده است. حیفا، تل‌آویو، این‌ها منطقه مقدس هستند. این‌ها ناموس استکبار غرب هستند. اینجا یک ترقه نمی‌ترکید. ۲۰۰ تا موشک می‌آید. لذا ایران بیشترین کار را کرده است و ناتوی جبهه مقاومت الان تشکیل شده است. الان از یمن، از عراق، از لبنان، از داخل خود غزه، از ایران، از همه جا دارند آن‌ها را می‌زنند. بنابراین ناتوی انقلاب تشکیل شده است.

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته


نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha